شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در ستایش میرمیران

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح عید است و تماشاگه گیتی در شاهشاه چون عید مجسم به سر مسند و گاه
۲
شاه بر مسند و زربفت قبایان ز دو سوهر طرف بند قبا بافته بربند قباه
۳
دیده طرف کمر جاه و کله گوشه بختچشم بیننده به هر گوشه که افکنده نگاه
۴
بر دربار ز بسیاری سرهای سرانعرصه خاک همه گم شده در زیر جباه
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth