خلوتی با میلی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میا به پرستش من، چون امید صحت نیستبه حال مرگ مرا دیدن از محبت نیست
۲
به غایتی هوس گفتوگوست با تو مراکه تاب خامُشیام با وجود حیرت نیست
۳
کنون که جان به لب آمد مرا، دمی بنشینمرو، که وقت چنین رفتن از مروّت نیست
۴
خطت نقاب حیا برفکنده و ز حجابهنوز با تو مرا آرزوی صحبت نیست
صفحهٔ ۱ از ۲