خلوتی با میلی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه که بر هر سر ره بیسر و پایی دگر استبس که هر لحظه گذار تو بهجایی دگر است
۲
حال خود چون به تو اظهار کنم در مستی؟که ز هر جام، ترا شرم و حیایی دگر است
۳
دل بیچارهام از آرزوی بالایشدر بلاییست که هر چاره بلایی دگر است
۴
بعد صد وعده خلافی، بنگر سادگیامکه ز هر وعده مرا چشم وفایی دگر است
صفحهٔ ۱ از ۲