شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلگون قبای من که بر ابرش برآمده‌ستتوفان آب بر سر آتش برآمده‌ست
۲
مجنون آن فرشته خصالم که از حیاپنهان ز چشم خلق، پریوش برآمده‌ست
۳
هنگامه زود برمشکن از هوای خوابامشب که با تو صحبت ما خوش برآمده‌ست
۴
از بس که در تنم ز تب مرگ،‌ جان بسوختامروز همچو دود ز آتش برآمده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth