خلوتی با میلی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟کز خمارش صبحدم چشم تو خوابآلوده بود
۲
باز بدگویان چه گفتند از من بیکس، که دوشهرچه گفتی طعنهآمیز و عتابآلوده بود
۳
میزدی در باغ بر گل طعنهٔ تردامنیبا وجود آنکه لبهایت شرابآلوده بود
۴
با حریفان در چمن میگشت مست و بیحجابآنکه عمری همچو شاخ گل حجابآلوده بود
صفحهٔ ۱ از ۲