خلوتی با میلی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب، خواب پی به حال خرابم نمیبرددر سینه میخلی تو و خوابم نمیبرد
۲
نومیدیام ببین که رقیب آشناییاترشکم نمیفزاید و تابم نمیبرد
۳
رنجیده آنچنان، که گرم خود طلب کندسویش کسی ز بیم عتابم نمیبرد
۴
وقت سوال یار ز بس مضطرب شوماز شرم، انتظار جوابم نمیبرد
صفحهٔ ۱ از ۲