خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیرحم من از من سفر خویش نهان کردتا خاطر ازو خوش بود، اما نتوان کرد
۲
از شوق عنانگیری او جان به لب آمدهرگاه دلم اندیشه آن دست و عنان کرد
۳
فریاد که در عشق تو خود را و مرا غیراز طعنه بیفایده رسوای جهان کرد
۴
عام است چنان گرمی عشق تو، که ما راافسرده ز همصحبتی همنفسان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲