خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اول عشق است، جای بیوفاییها نبودزود مستغنی گذشتی، جای استغنا نبود
۲
ناامیدی بین که دارد خوشدلم با یک نگاهآنکه شاد از وی به صد پرسش دل شیدا نبود
۳
نوگرفتاری به راه امروز گویا دیده استورنه دیروز این قدر مستغنی و خودرا نبود
۴
از چه بود آن اضطراب و گرمی افروختنقتل چون من ناکسی را حاجت اینها نبود
صفحهٔ ۱ از ۲