شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با هرکه ستم پیشه من در سخن آیداول به زبانش سخن قتل من آید
۲
دست ستمش فتنه بگیرد به شفاعتچون غمزه او بر سر خون ریختن آید
۳
جز نام تو مشکل که دم پرسش محشرحرفی به زبان من خونین کفن آید
۴
می‌سوزم ازین رشک که در حشر به سویتهر لحظه شهیدی پی خون خواستن آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth