خلوتی با میلی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ندادهست بَرَت عاشق بیمار هنوزباش یک دم که نگردیده سبکبار هنوز
۲
نیمبسمل شدم از آهوی صیدافکن توچه کند تا به من آن غمزهٔ خونخوار هنوز
۳
ریختی خون من و سوی تو نگشایم چشمدارم از خوی تو اندیشهٔ بسیار هنوز
۴
غیر را یافتم افسرده و از سادهدلیراز خود گفتم و او بوده گرفتار هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲