شعر را زندگی کن
خلوتی با میلی

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خون، پس از هلاک رقم کن به سنگ منکاین خون گرفته است شهید خدنگ من
۲
هر چند وقت کشته شدن دست و پا زدمیک بار دامن تو نیامد به چنگ من
۳
در آتشم ز شوق و به سویش نمی‌رومتا یار شرمسار نگردد ز ننگ من
۴
صد بار رنجه گشته‌ام و صلح کرده‌امکان مه خبر نداشته از صلح و جنگ من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth