خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آه سردم آخر، رنجید یار از منآیینه دل او، شد در غبار از من
۲
غافل ز من رقیبی، گستاخ سویش آمددل ناامید ازو شد، او شرمسار از من
۳
گویا که شب به مستی، گفتم به او غم دلکامروز شرمسار است، آن گلعذار از من
۴
از آه من خجل شد، آن گل به پیش مردمآه این گناه سرزد، بیاختیار از من
صفحهٔ ۱ از ۲