خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستندر کمند آرزو آزاد نتوان زیستن
۲
عهد یاری با رقیبان بستی و زین اضطرابگرچه عهد توست بیبنیاد، نتوان زیستن
۳
نیم بسمل سازدم چون ذوق شکرّخند اوزهر چشمش گر نباشد یاد، نتوان زیستن
۴
دوستان گویند اهل عشق را غم دشمن استایخوش آن دشمن که بیاو شاد نتوان زیستن
صفحهٔ ۱ از ۲