خلوتی با میلی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بس که کردهام گله هر جا ز خوی اوشرم آیدم دگر که ببینم به سوی او
۲
شرمندهوار میگذرد چون به من رسدتا آنچه کرده است نیارم به روی او
۳
قاصد به من مگو خبر التفات یاررو با کسی بگو که ندانسته خوی او
۴
هر دم رقیب از پی تحقیق حال منسازد بهانهایّ و کند گفتوگوی او
صفحهٔ ۱ از ۲