شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۹ - دریغ از جان قلی

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ از جان قلی کز جور گردونکناری پر ز خون رفت از میانه
۲
زمانه دشنهٔ جورش چنان زدکه نوک دشنه در دل کرد خانه
۳
طلب کردم چو تاریخش خرد گفت :شهید دشنهٔ جور زمانه
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth