شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۱۴۸

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر گل این بوستان، روی نگاری بوده استهر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است
۲
لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشدزان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است
۳
جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گلمهوشان بزم را آیینه داری بوده است
۴
مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth