شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۲۰۵

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف با قامت او، تا به کمر همراه استهر کجا روز بلند است، شبش کوتاه است
۲
بی وصیت دلم از خود نرود شام فراقاین چراغی ست که از رفتن خود آگاه است
۳
من دیوانه چه سان بگذرم از وادی عشقجاده چون کوچه زنجیر، سراسر چاه است
۴
گل زخمی که ز پیکان غمت در دل ماندهمچو نقش قدم خضر، زیارتگاه است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth