شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۴۹۶

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن وحشی ام که هرگز، آرام را ندیدمبا دانه برنخوردم تا دام را ندیدم
۲
دل گفت آن پریوش، استاده بر لب بامرفتم به کوچه گردی، آن بام را ندیدم
۳
در راه کعبه وصل، کز هر طرف صفا بودکردم چو آینه سعی، احرام را ندیدم
۴
گفتا که می فرستم، یک بوسه ات به پیغاممن بوسه از که گیرم، پیغام را ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth