شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۵۵۹

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سودای محبت، عقل ورزیدن نمی‌دانمخرد گر جنس می گیرد، دکان چیدن نمی‌دانم
۲
زمین، یخ بند سردیهای مهر چرخ و من کودکبه هر جا می‌نهم پا، غیر لغزیدن نمی‌دانم
۳
ز بس بی دست و پای حیرتم، بی سعی مشاطهبه سان شانه بر زلف تو چسبیدن نمی‌دانم
۴
نشاطم پس‌نشین غم بُوَد چون ابر نیسانینباشد گریه تا در پیش، خندیدن نمی‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth