شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۵۶۰

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگیتا به قید ساز و برگ بوریا افتاده ام
۲
کار من اسباب دولت، من ز دولت بی نصیبدر هنر همطالع بال هما افتاده ام
۳
گاه پای گلرخان گیرم، گهی دست بتانگرچه خود بی دست و پا همچون حنا افتاده ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth