شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۶۰۷

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست منکه هرگز یک سر مویش نمی آید به دست من
۲
من آن پیمانه ام کز کثرت موج تنک ظرفیبود گوش حباب می بر آواز شکست من
۳
در اقلیم بنای خلقت آن برگشته ایاممکه شام آخر دنیا، بود صبح الست من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth