شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۶۰۸

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستنچون مسافر گشت جان، یک لحظه نتوان زیستن
۲
در(سه) فصل عمر باید سر به جیب غم کشیدتا توانی همچو گل یک فصل خندان زیستن
۳
همزبان ناموافق، کم ز عزرائیل نیستمرگ دانایان بود با جمع نادان زیستن
۴
جام را از کف مده، گر زندگی داری هوسبی قدح، یک دم درین غمخانه نتوان زیستن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth