شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرای مشهدی

شمارهٔ ۷۵۰

ابیات برگزیده از غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنیزان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی
۲
ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسراتا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی
۳
از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شدپایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی
۴
ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتریاز صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth