خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گستاخی نظاره ما جرم جنونستورنه دل ازین بیادبی غرقه به خونست
۲
چون ابر بر افتاده مگریید درین باغچون برق مخندید که خنده نه شگونست
۳
صد بادیه [را] توشه یک گام فزون نیستاما چه کنم توسن اقبال حرونست
۴
بدروزی ما خود گنه ماست ولیکنسررشته کار از کف تدبیر برونست
صفحهٔ ۱ از ۲