شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشتاز یار مگر بهر هلاکم خبری داشت
۲
عمری به ره یار دلم تخم وفا کشتپنداشت که این تخم که می‌کاشت بری داشت
۳
آن بود دل جمع که از دست بتان بودصد پاره و هر پاره او را دگری داشت
۴
زآن پیش که تازی فرس ناز به میدانبا حلقه فتراک تو این کشته سری داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth