خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دل هزار لخت به چشم نثار رفتجز داغ هر چه بود درین لالهزار رفت
۲
ضعفم چنان گداخت که طوفان اشک دوشصد جا نشست از مژه تا در کنار رفت
۳
آن دیده گو ذخیره دیدار مینهادنیرنگ بخت بین که به دنبال یار رفت
۴
بگذشت عمر و غنچه ما ناشکفته مانداین ماتم دگر که ز باغم بهار رفت
صفحهٔ ۱ از ۲