خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر قطره خون گرم که از دل در اوفتددوزخ شود اگر همه در کوثر اوفتد
۲
آه این شهید کیست که خونش زمان زمانخیزد ز خاک و در قدم خنجر اوفتد
۳
مستم چنان ز باده حیرت که میسزدکز دست داغهای جگر ساغر اوفتد
۴
بنشینم و چو ماتمیان نوحه سر کنمهر جا رهم به توده خاکستر اوفتد
صفحهٔ ۱ از ۳