شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شدز فیض نوبهار غم سرا‌پایم گلستان شد
۲
به آب عافیت گفتم غبار درد بنشانمنظر در دیده‌ام اشک و نفس در سینه طوفان شد
۳
به یاد گلرخی شب با حریفان می‌زدم ساغرکه از خون کبابم چهره آتش گلستان شد
۴
نشد شوقم تسلی هیچگه با آن که چشم منتهی گشت از نظر هرگه که بر روی تو حیران شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth