خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفدکز عقیقی اشکم این فیروزه گلشن بشکفد
۲
تیرهبختی بین که چون نعشم ازین منزل برندتازه گلهای تجلی تا به روزن بشکفد
۳
جان شهید غم به ذوقی داد کز خونش اگرآب یابد باغ گل پیش از دمیدن بشکفد
۴
نقش بت باشد به جای داغ تعویذ جگرلالهزاری کز سر خاک برهمن بشکفد
صفحهٔ ۱ از ۲