خلوتی با فردوسی
بخش ۱۷ - شبیخون بر سپاه منوچهر و کشته شدن تور
فریدون
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو از روز رخشنده نیمی برفتدل هر دو جنگی ز کینه بتفت
۲
به تدبیر یک با دگر ساختندهمه رای بیهوده انداختند
۳
که چون شب شود ما شبیخون کنیمهمه دشت و هامون پر از خون کنیم
+ ۲ بیت الحاقی
این بیتها در چاپ ژول مُل و ترنر ماکان آمدهاند ولی در متن شاهنامهٔ این سایت (برگرفته از گنجور) نیستند؛ ممکن است بعدها به شاهنامه افزوده شده باشند. دربارهٔ ملحقات
چو آمد شب و روز شد در نهانسیاهی گرفته سراسر جهان
دو بیدادگر بشکر آراستندشبیخون همی بآرزو خواستند
۴
چو کارآگهان آگهی یافتنددوان زی منوچهر بشتافتند
صفحهٔ ۱ از ۶