شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دیده نگه چون ز تو در خون بنشینداز تنگدلی چون مژه بیرون بنشیند
۲
بی باد درین دشت غبار ره لیلیبرخیزد و در دیده مجنون بنشیند
۳
آن کس که فکند از نظر لطف تو ما راچون دیده ما تا مژه در خون بنشیند
۴
این داغ چه داغی‌ست که در جوش فزونیستچون موج که در سینه جیحون بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth