شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبودشعله را بدنامی دود دل اخگر نبود
۲
دل مدام آواز مرغ آشنایی می‌شنیدچون قفس بشکست جز یک مشت بال و پر نبود
۳
العطش می‌زد جگر غم دوزخش بر لب چکاندپیش از این آن بینوا را باده در ساغر نبود
۴
رنگ و بوی غم گرفت از فیض دل گلزار مااین زر ناقص عیار از کیمیا کمتر نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth