خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوشآتشم چون شمع جای خاک بر سر بود دوش
۲
از عرق میریخت شبنم بر رخ گلهای حسنعید آب خضر با نوروز کوثر بود دوش
۳
آن تنی کز ناز تاب بار رعنایی نداشتآه کز بیداد تب در آب و آذر بود دوش
۴
از تبت تا صبح بیماران غم میسوختندبر شهیدان تو گویی روز محشر بود دوش
صفحهٔ ۱ از ۲