شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایشاجل گر دست ما گیرد سر افشانیم در پایش
۲
مرا دوزخ سزاوارست اما دیده راحتکه من با عشق او خو دارم و او با تماشایش
۳
به نوعی بگذرد آن تند خو گرم عتاب از منکه سوزد پرده‌های چشم از باد کف پایش
۴
که باز از بانگ «ارنی» کرد در تاب آتش ما راکه امشب سوخت مغز هوش را برق تمنایش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth