خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرد افغانم ز دامان جرس افتادهاماز حریم محمل امید پس افتادهام
۲
نالهام از بس گرانبار غمم ماندم به جایورنه عمری شد که در راه نفس افتادهام
۳
سالها کردم به پای عقل طی راه عشقچون نکو دیدم دو گام از خویش پس افتادهام
۴
کوشش پرواز همت بین که در اقلیم حسنبا وجود صد گلستان در قفس افتادهام
صفحهٔ ۱ از ۲