خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان نالهام بر گرد هر گلزار میگردمنا از سودای گل در جستجوی خار میگردم
۲
درین فصل بهار از غنچه دل خنده میجوشدمگر از نخل تیغی باز برخوردار میگردم
۳
مزاج خویش نشناسم همین دانم که گر بر مندم گرم مسیحا بگذرد بیمار میگردم
۴
دل رحمت برد حسن قبول توبهام گر منپشیمان گنه زانساز کز استغفار میگردم
صفحهٔ ۱ از ۲