خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانمنگنجد چاک از شادی در آغوش گریبانم
۲
شراب دورباشی جوش میزد دوش کز مستینگه چون اشک میغلطید از مژگان به دامانم
۳
چه شوقست این که بهر التماس پاس بیخوابینگه صد بار بوسد تا سحرگه پای مژگانم
۴
گر از من دلگرانی تا توانی نالهام مشنوکه من درد دلم در نالههای خویش پنهانم
صفحهٔ ۱ از ۳