خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیمصد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم
۲
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویشز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم
۳
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمینما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم
۴
در زه خود سفر دور تو تا آینه استتو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم
صفحهٔ ۱ از ۲