خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمهایهر کسی زمزمهای دارد و من زمزمهای
۲
هم نوایی چو درین باغ ندیدم بستمبه فسون بر لب مرغان چمن زمزمهای
۳
رخصت ناله ندادند مرا لیک نفسمیکند بر لبم از ذوق وطن زمزمهای
۴
گرم خونریز که گشتی که شهیدان تراشد گره بر لب هر نار کفن زمزمهای
صفحهٔ ۱ از ۲