خلوتی با وحشی بافقی
در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد
ناظر و منظور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهر پاشی که این گوهر گزین کردبه سوی بحر معنی رو چنین کرد
۲
که ناظر رخش راندی با رفیقانبه دل صد کوه غم از بار حرمان
۳
به روز و شب و بیابان میبریدندکه روزی بر لب دریا رسیدند
۴
نه دریا بلکه پیچان اژدهاییازو افتاده در عالم صدایی
صفحهٔ ۱ از ۹