شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برد ره نکته ساز معنی اندیشچنین ره بر سر گم کردهٔ خویش
۲
که در نزدیک آن دلکش نشیمنبدان کوهی که ناظر داشت مسکن
۳
به قصد کبک منظور دل افروزگشود از بند پای باز یک روز
۴
ز ره شد از خرام کبک بازشز پی شد کورد با خویش بازش
صفحهٔ ۱ از ۲۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth