خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم خراج عشق ستد خون ناب رامعزول ساخت عامل دیوان خواب را
۲
من جان حلال کردم اگر خود کند قبولسلطان درد عشق تو ملک خراب را
۳
ساقی میار باده کزین جام آتشینترسم جگر پر آبله گردد شراب را
۴
ای کوثر مراد ندانم که چون کنمگر بازگیری از من مستسقی آب را
صفحهٔ ۱ از ۲