شعر را زندگی کن
خلوتی با میرداماد

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هستخاک عالم بر سر درمان چو درد یار هست
۲
میوه نارد باغ عمرم ورنه در هر شاخ و برگصد هزاران نوک پیکان بهر من دربار هست
۳
مگذر از خاکم مبادا شعله گیرد دامنتکم هنوز آتش ته خاکستر این مقدار است
۴
ای برهمن بگذر و ماراببین کز کفر زلفچند طوق طاعتش در گردن زناز هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth