شعر را زندگی کن
خلوتی با میرداماد

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده استمی پرستی فارغم از کفر و ایمان کرده است
۲
جان فدای آن کمان ابرو که از تیر جفاهر سر مو بر تنم صد نوک پیکان کرده است
۳
جز سر زلفش پریشانی مبیناد آنکه اوخاطر ماهم چو زلف خود پریشان کرده است
۴
آنچه با جان اسیران کرد چشم مست اوکافرم گر هیچ کافربا مسلمان کرده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth