شعر را زندگی کن
خلوتی با میرداماد

شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آفت تقوی ما جلوه کنان می آیدخوش شراری به سر خرمن جان می آید
۲
عمرها رفت پس از سوختن ما و هنوزبوی مهر تو ز خاکسترمان می آید
۳
روزی از دیده گذشتی تو و خون از مژه امآمد و عمر به سر رفت و همان می آید
۴
سر مژگان تو گردم که به یادش همه شبمژه در دیده من نوک سنان می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth