خلوتی با میرداماد
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب این دل سوز عشقش بر سر جان کرده بوددوزخی در یک گیاه خشک پنهان کرده بود
۲
ماجرای شب چه میپرسی نصیب کس مبادآنچه با جان من امشب روز هجران کرده بود
۳
خواست غم کز خانه جانم رود نگذاشتمگرچه این ویرانه را با خاک یکسان کرده بود
۴
یاد آن آتشفروز دل که از بس سوختشسینه ما را چو آتشگاه یزدان کرده بود
صفحهٔ ۱ از ۲