خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پر تماشا مکن آیینه که حیران نشویزلف بر خویش میفشان که پریشان نشوی
۲
گر نیابی مزه درد دل افسرده مشوکوش تا شیفته طره درمان نشوی
۳
ذوق غم دیگر و بازیچه فروشی دگرستخندهافشان چو گل از چاک گریبان نشوی
۴
کرم تیغ محبت ز شمار افزونستجان مده تا ز گل زخم گلستان نشوی
صفحهٔ ۱ از ۲