خلوتی با فصیحی هروی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهیکه گذشته باز بر دل پی تازه نگاهی
۲
سر آن بهشت گردم که درو ز جوش عصمتجگر نسیم سوزد ز طپیدن گیاهی
۳
صنمیست قاتل من که به عرصه گاه محشردل عفو میرباید به کرشمه نگاهی
۴
سر زلف کینهافشاهن مژه مست کینهجوییز تو بهتری نباشد ستم ترا گواهی
صفحهٔ ۱ از ۲