خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شستند بمی خرقه آلوده ما راکردند منزه ز دغل دوده ما را
۲
بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیمبر باد فنا داد فلک سوده ما را
۳
بود از کرم پیر خرابات اگر دادصد گونه عطا خدمت بیهوده ما را
۴
ای شیخ مبر وقت خود از وعده معدومدر میکده بین نعمت موجوده ما را
صفحهٔ ۱ از ۲