شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر امروز کمر بست و به قامت برخاستمست از خانه برون رفت و قیامت برخاست
۲
سرو ننشست دگر گرچه به گل ماند ز شرمبه تماشای تو زآن دم که به قامت برخاست
۳
آنکه در سایهٔ بالای تو بنشست به خاکاز لحد رقص‌کنان گاه اقامت برخاست
۴
شمع راز غم عشقت به زبان گفت که سختبر سرش شلعهٔ غیرت به غرامت برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth